چرا سلام باید کرد وقتی خداحافظ رویایی ترین و عاشقانه ترین جمله است و چرا سلام باید کرد وقتی شروع کینه است و چرا سلام باید کرد وقتی هیچ پاسخی وجود ندارد و . . . و . . . و ...
با مرگ من هیچ گلی پرپر نمیشود ... با مردن من هیچ آسمانی ابری نمیشود ... با مردن من هیچ اتفاقی نمی افتد جز اینکه یک مشت خاک که یک میلیون سال طول میکشه تا بوجود بیاد به خاک زمین اضافه میشود ... با مردن من فقط یک آه میماند که میگوید : این هم مرد ... مرگ شروع قصه نیست پایان و مرگ قصه هام تمومه درد زندگی از این دنیا بدم میاد
تنها سلامی که بی جواب نمی ماند ...سلام بر مرگ...
من قرار نیست بمیرم چون تا زمانی که وقتش برسه برای خوب مردن زندگی میکنم تا هرکسی از قبر من گذر کرد بگوید : سلام بر تو
قصه گفتن را اصلآ دوست ندارم چون نمیتوانم تمامش کنم ولی قصه خواندن را دوست دارم البته فقط از آخر چون سلام قصه دروغیه
دوست دارم دوستی عروسکی داشته باشم تا هر چقدر دلم میخواد باهاش حرف بزنم و از ته دل دوسش داشته باشم و براش گریه کنم ولی چرا سلام به عروسکی کوچک را به دختران اجازه داده میشود و برای مردها جمله ای تحویل میدهند که مرد گریه نمیکند عروسکی درون خودم ساختم تا هیچکس به دختری ندهد چون اون راز مرا میداند پس سلام به عروسک درونم سلام به مرگ سلام به هر کسی که بدون کینه با من باشد . . .
+
رازم گفته شد پنجشنبه 1386/11/04ساعت 8:14 بعد از ظهر از ته دل راز خاموش
|
غروب
با عرض سلام به تمام خواهر و برادران و دوستان گلم. من داداش ابراهیم هستم و تا مدتی که داداش
پوریا بیاد من به جاش آپ میزارم ولی با انتخاب خودش. پس بسمه الله
میخوام از غروب براتون بگم . تا حالا شده تو غروب آفتاب بشینی و با خودت فکر کنی و به گذشته خودت
نگاهی بندازی . سخته ولی به خدا یک حالی داره غیر قابل توصیف. میخوام همه رو دعوت کنم به یک
جمله . دیدی وقتی دلت میگیره تو غروب جمعه. بلند داد میزنی میگی کی میائی آقا. ما دیگه صبرمون
به سر آمد . دلمون گرفته . قلبمون به سطوح آمد. دیگه تحمل نداریم. بیا آقا
اینم یکی از شعرهای فروغ فرخزاد
این شعر را برای تو میگویم در یک غروب تشنه تابستان در نیمه های این ره شوم آغاز در کهنه گور این غم بی پایان این آخرین ترانه لالاییست در پای گاهواره خواب تو باشد که بانگ وحشی این فریاد پیچد در آسمان شباب تو بگذار سایه من سرگردان از سایه تو دور و جدا باشد روزی به هم رسیم که گر باشد کس بین ما نه غیر خدا باشد من تکیه داده ام به دری تاریک پیشانی فشرده ز دردم را میسایم از امید بر این در باز انگشتهای نازک و سردم را آن داغ ننگ خورده که می خندید بر طعنه های بیهده ‚ من بودم گفتم که بانگ هستی خود باشم اما دریغ و درد که زن بودم چشمان بیگناه تو چون لغزد بر این کتاب در هم بی آغاز عصیان ریشه دار زمانها را بینی شکفته در دل هر آواز اینجا ستاره ها همه خاموشند اینجا فرشته ها همه گریانند اینجا شکوفه های گل مریم بیقدرتر ز خار بیابانند اینجا نشسته بر سر هر راهی دیو دروغ و ننگ و ریا کاری در آسمان تیره نمی بینم نوری ز صبح روشن بیداری بگذار تا دوباره شد لبریز چشمان من ز دانه شبنمها رفتم ز خود که پرده بر اندازم از چهر پک حضرت مریم ها بگسسته ام ز ساحل خوشنامی در سینه ام ستاره توفانست پروازگاه شعله خشم من دردا ‚ فضای تیره زندانست من تکیه داده ام به دری تاریک پیشانی فشرده ز دردم را می سایم از امید بر این در باز انگشتهای نازک و سردم را با این گروه زاهد ظاهر ساز دانم که این جدال نه آسانست شهر من و تو ‚ طفلک شیرینم دیریست کاشیانه شیطانست روزی رسد که چشم تو با حسرت لغزد بر این ترانه درد آلود جویی مرا درون سخنهایم گویی به خود که مادر من او بود .
داداش پوریا به خاطر مشکلاتش بعدا میادش ولی از همه شما عذر خواهی کرد و به همه شما عزیزان سلام
رساند. براش دعا کنید که در کارهاش و درسش موفق
باشه. خدا یارو یاورتان باشه.
+
رازم گفته شد پنجشنبه 1386/09/29ساعت 1:35 قبل از ظهر از ته دل راز خاموش
|
به خاطر عشق برمیگردم....
با سلام خدمت تمام کسانی که تا الان به من خیلی لطف داشتند و همچنان هم دارند
من تصمیم گرفتم که آخرین مطلب را به عنوان خداحافظی بذارم و دیگر مطلب جدیدی نذارم و به همین خاطر این شعر و نوشتم که اگه دیگه نتونستم بیام با همه عزیزان گلم خداحافظی کرده باشم
ممکنه دیگر نیایم ولی شاید هم روزی بخواهم دوباره مطلب جدید اضافه کنم
تا ببینم خدا چی میخواد
خلاصه اگه نیومدم به خاطر هر بدی که کردم منو ببخشید چون میدونم به کسی خوبی نکردم
اگر هم که باز اومدم امیدوارم منو باز هم با همه بدی هام قبول کنید
قلم امشب به خط من سکوتي تلخ ميبارد
به ظلمت کرده مهمانم چو ماه امشب که بي تاب است
تمام خاطراتم را به باران هديه کردم من
تمام شد هرچه شادي و تمام شد غصه ها و غم
دلم در خلوتي گم شد که تاريکي و ظلمت بود
منم تاريک و پر وحشت شدم چون ابر بغض الود
به دنبالش در ان ظلمت چرا در خواب شب بودم
چرا در حسرت قلبي که روشن کرد مرا بودم
به دست اوست جان من در ان وحشت بديدم او
سراپايش ز خوبي و وفا و مهر و تن چو نور
ولي بايد دلم را با خودم در خلوت اندازم
شبم را با حضور او به غم تا حال نباختم من
دگر بار سفر بستم برم تا شهر تنهايي
دلم را هديه کردم تا بيافتد ياد تنهاييم
براي رفتنم تنها دو پاي خسته دارم من
که زخمي گشته از دنيا ندارد مرحمي ديگر
خداحافظ تو که نوري تو که عاشق ترين عاشق
تو که با من هميشه خوب بودي و همش صادق
خداحافظ تو که با من يه عمري در عذب بودي
عذابت را ببخش بر من تو ميدانم که بخشودي
خداحافظ تو اي شادي که با هم فاصله داريم
نگو هم اشيان هستي نديدي گريه و زاريم
تمام شد هرچه بد کردم اگر گاهي به خوبي بود
ببخش من را تو خوب من اگر قصه فقط اين بود
یا حق...
+
رازم گفته شد سه شنبه 1386/08/01ساعت 12:17 بعد از ظهر از ته دل راز خاموش
|
وقت انتخاب آخر....
به نظر من رسیدن پلی برای نرسیدنه و همچنین زنده بودن راهی برای مردنه ولی هدف کوهیه که همیشه استواره
البته این حرفام ربطی به این شعر پایین نداره ولی خواستم حرف دلم رو بگم چون منم مثل همه آدمای روی زمین هدف دارم و برای رسیدن به هدفهام میجنگم
وقت انتخاب اخر بايد از خودت رها شي
بايد از خودت بپرسي ميتوني ز من جدا شي؟ هر زمان ثانیه ها رو میشه خنجری بسازیم
تا که قلب من نمرده ساعت و به غم نبازیم یه نگاه به چشم خیسم یه نگاه به لحظه انداخت
یه صدا به رنگ فریاد تو سکوت حرفش انگار نمیدونه از کدوم راه بره تا روشنی باشه
نمیدونه زندگی رو ببازه یا اینکه عشقش خاطرات و اون ورق زد شایدم بهونه میخواد
ولی دستش توی دستم چی رو اون میخواد کنه یاد؟ تو نگاش یه دنیا جرات ولی دستاش پر خواهش
اما چار ای ندارم سوال و نداد جوابش دیگه انتظار تمومه نباید بیشتر از این موند
یا بمون خدانگهدار یا بیا تا اخرین جون چشماتو نبند بگو تو که به من دلت رو بستی؟
چرا هیچ حرفی نداری انگاری نخورده مستی توی این دو راهه عشق راه سوم و تو رفتی
بدونه خدانگهدار بار این سفر رو بستی راه دوری رفتی برگرد من گذشتم از دو راهی
بازم انگار واسه حرفم نداری تو هیچ جوابی به سلامت ای مسافر میدونم ک بودی عاشق
راهتو دارم میام تا نشه حکم عشق باطل
+
رازم گفته شد شنبه 1386/07/28ساعت 10:49 قبل از ظهر از ته دل راز خاموش
|
بشنو و باور نکن...
این شعر و بخونید ولی باور نکنید چون میخواستم از یه جمله ساده (بشنو و باور نکن) یه شعر نوشته باشم خلاصه ببخشید اگه خیلی بی معنی و زشته
اینم مثل بقیه شعرای خنده دارم
بشنو و باور نکن که من تو رو ميخواستمت
بشنو و باور نکن که هر نفس دميدمت
عاشق گريه هاتم وقتي به من ميخنديدي
بشنو و باور نکن که عاشق نگاهتم
حتي واسه يه بارم نخواستم عاشقت بشم
باور بکن دروغ نيس ت تو آبي و من آتيشم
ناديده بگذر از من فکر کن که هيچي نبوده
هيچکي خبر نداره و هيچکسي هم نفهميده
بشنو و باور نکن ميخوام برات بميرمو
دلم ميخواد بموني باور نکن تو اينو
بشنو و باور نکن که بودي خوشبختي من
بهت که گفتم واسه تو هوس بوده نه عشق من
بلد نبودي يکبار وفا کني به عهد خود
چطور ميخواي ببخشم تمام بد کرده هاتو
خودم ز تو شنيدم ميگفتي بهم نميخوامت
حالا که تنها شدي ميگي ميخوام ببينمت
بشنو و باور بکن خوب ميدونم که سخته
هواي تو تو لحظه هام براي من يه سمه
خودت اينو نخواستي منم مثل تو نميخوام
يه ثانيه فکر کنم از زندگي چي ميخوام
بشنو باور بکن حرفي ديگه نمونده باز
بشنو و باور نکن که تو دلم شدي يه راز
بشنو و باور بکن حرفات شده قديمي
رازيه دل به مرگت حتي بگي پشيموني
+
رازم گفته شد سه شنبه 1386/07/24ساعت 5:46 بعد از ظهر از ته دل راز خاموش
|
خدایا کمکم کن....
هيچکس به دلم در غم و اندوه نيامد
هيچکس توي تنهايي و بغض من نيامد
من منتظر کسي که دست او بگيرم
در خلوت شب به سوي من هيچ نيامد
در حسرت گريه بودم و اشک نيامد
امشب من به انتظار مرگم تا بيايد
امیدوارم کسی این حرفا رو به خودش نگیره چون از دیشب تا حالا خیلی دلم گرفته و .....
دیگه از زمانه خسته دیگه قلب من شکسته
حتی از کنار شبهام یه مسافری نرفته
حرف این دل شکسته توی هیچ قصه نرفته
دلم اینجا تک و تنها بار هر سفر رو بسته
این کلبه خرابه دلم یه زمانی خیلی برو و بیا داشت ولی .....
به دلم هنوز ميگم به اميد نباش غافل
عجب از اميد که امشب به دلم خبر نياورد
اي خدا جز تو که دارم که به قلب من بيايد
به تو تکيه ميکنم تا شب سرد من سر ايد
+
رازم گفته شد دوشنبه 1386/07/23ساعت 4:46 بعد از ظهر از ته دل راز خاموش
|
همه کس و راز...
به خاطر عيد سعيد فطر موزيك زيباي هشت ربع كم توسط همه كس و راز
به خاطر عيد سعيد فطر موزيك زيباي هشت ربع كم توسط همه كس و راز تو اهواز تركونده گوش بديد
اگر خوب بود نظر بديد تا بقيه اهنگها و مصاحبشون را براي شما عزيزان قرار بدهم . با تشكر
طريقه دانلود فايل ابتدا لينك زير را وارد شويد بعد يك صفحه مياد كه پسورد ميخواهد وارد كنيد
۵۵۲۰۴۴۸ بعد در صفحه بعد در سمت راست تصوير روي گزينه Download Original كليد راست كنيد و
گزينه save target as... را بزنيد مو فق با شيد. نظر يادتون نره